{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
افسر عامل
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[اسناد و قراردادها]
agent officer
معنی افسر عامل, معنی افسر عامل, معنی اtsc uاkg, معنی اصطلاح افسر عامل, معادل افسر عامل, افسر عامل چی میشه؟, افسر عامل یعنی چی؟, افسر عامل synonym, افسر عامل definition,
معنی ریسمان (کامپیوتر)
,
ترجمه ریسمان (کامپیوتر)
به انگلیسی,
معنی کشورچین، چینی، ظروف چینی
,
ترجمه کشورچین، چینی، ظروف چینی
به انگلیسی,
معنی سرکشی کردن، بازرسی کردن، تفتیش کردن، رسیدگی کردن
,
ترجمه سرکشی کردن، بازرسی کردن، تفتیش کردن، رسیدگی کردن
به انگلیسی,
معنی آلوده
,
ترجمه آلوده
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی